استخبعلات و خزعبارات

گویند که کاپیتان با یک کاغذ باطله داشته از کنار این ظرف رد میشده که اشتباهی به جای اینکه ایشون کاغذ رو بندازه تو ظرف، کاغذ ایشون رو انداخته اون تو!

پس از خواهش و تمنای بسیار استاد کاپیتان به همراه گروهشان(اساتید موسیقی ایرانی) افتخار دادند تا در مقابل دوربین خزز بایستند، که البته برخی از عناصر معلوم الحال و پاپ خوان لجشان گرفت و با انگشتان دست یک سری اعمال شنیع انجام دادند که از چیز خزز به دور است و ما آن را صانثور کردیم. یک عکس هم در هنگام کنچرتو ازشون گرفته ایم که این زیر میندازیم:

منتظر راه افتادن دوباره خزز باشین تا زیر پاتون علف در بیاد!
شوید!
تشییع جنازه پیکر گلگون حاج شهید مرتضی نبوی
امین سیرابی، در حال فرقون سواری با مانع
لازم به ذکر است که کارگر منتخب این هفته نیز کورش به دلیل هل دادن یک رأس گوسفند زبون بسته به داخل حوضچه آب سرد اعلام گردید.
گورفند.
گراف نامه:

از بزرگترین دستاوردهای آن می توان به سایت کامپیوتری مجهز به ۱۵۰۰ دستگاه کامپیوتر و ۸۶۰۰ سرور با سرعت سرسام آور٬ حضور دو و نیم عمله به ازای هر راس دانشجو٬ حضور دو فرقون به ازای هر عمله و حضور پنج کیسه سیمان و ۱۸ فقره آجر به ازای هر فرقون٬ حضور یک قطعه ایسلامو و یک نخ داوود به ازای هر فروند اکبری٬ ۵ مانیتور به ازای هر کامپیوتر و یک گربه به ازای کل دانشکده اشاره نمود.
ساختمان دانشکده مهندسی کامپیوتر دارای امکانات کم نظیریست که از بارزترین آنها
بالابر تمام اتوماتیک برای حمل فرقون٬ چشم لیزری درب ورودی آماده برای پرتاب آجر و
کیسه سیمان٬ لوله ی دفع فضولات طبقه اساتید٬ نردبان مخفی خروج اضطراری بین
طبقه ۱و۲ و برد اعلانات با طراحی نوین می باشد.



تو بی کانتینیود...
گورفند و سرکارگر
گورفند سرخ

اگر خواهی بمیری بی بهانه
فرو کن سوزنی در این دهانه
« الملک يبقي مع الظلم و لا يبقي مع الايسلامو »
اليوم بنا به اجماع علماي عظام حزب مذکورٌ له، احکام ايسلامَوي به شرح ذيل اعلام ميگردد:
· الحکم الاول: ايسلامو به اي نحوٍ کانَ در حکم عين نجاست بوده و تطهير وي مساوي انهدام وي باشد.
· الحکم الثاني: تطهير ظرفي که ايسلامو ليس زده باشد يا در آن يونجه تناول نموده باشد مستلزم خاکمال کردن است.
· الحکم الثالث: يونجه اي که پس از نشخوار از دهان ايسلامو به بيرون ميريزد در حکم مدفوع سّسسسگ باشد.
· الحکم الرابعععع: واجب است که از نگاه کردن مستقيم به ايسلامو پرهيز شود(در احاديث از اين نوع نگاه به عنوان چوقی زهرآگين از ناحيه شيطان ياد و به شدت از آن نهي شده) و کفاره استماع ايسلامو معادل 14 سير يونجه و کفاره رويت وجنات منحوس وي بيش از 3 ثانيه معادل يک شتر و ربع است.
· الحکم الخامس: لاگين کردن بلافاصله بعد از ايسلامو فقط پس از غسل مانيتور و رفع عين نجاست بلامانع است.
· الحکم السادس: احتياط واجب آن است که از مراجعه مستقيم به دفتر سايت(که در حکم مفسده است) خودداري شود و در صورت عجله به دانشکده فيزيک مراجعه شود.
· الحکم السابع: مستحب است در صورت عدم حضور ايسلامو در سايت نماز شکر به جا آورده شود که اقامه آن به جماعت توصيه شده.
· الحکم الثامن: استفاده از دستشويي واحد روباتيک ( به علت استفاده ايسلامو) مکروه است مگر به اذن ولیِ دَم.
· الحکم التاسع: ايسلامو فهُو حمارٌ.
· الحکم العاشر: الحکم التاسع ذلکَ حکمٌ لا ريبَ فيه.
و مِن قبل علي ترابهِ الفاتحه مع الصلوات و الفحش من الاعماق الي اوليائه...
کوژن و سرکارگر
مغز سر گربه پرتقاله
------------------------------
پوروطن پاشکسه تو مستراح نشسه
داد میزنه اکبری یه آفتابه میاری؟
--------------------------------
روزی ز سر چوق, قلاغی به هوا جِست
اوفتاد زیمین و پایش شکُند.
--------------------------------
هر چه بجندد نمچش میجنند
وای به روزی که سر سنگ عقابی شکُند.
(ایسلامو)
--------------------------------
توانا بود هر که کارگر بود
ز دانش خر پیر لاغر بود
--------------------------------
بیزز جوان من چرا میل چمن نمیکند
کاغذ کیک نمیجود یونجه خشک نمیخورد
بعععععع
-------------------------------
گربه ای بدیدم بی دست و پای
سرش کندم شد بی سر و دست و پای
--------------------------------
خیزید و خزز آرید که هنگام خززان اسب
باد خنک از جانب چارباق (خونه حمید اینا) وزان اسب
--------------------------------
ا..............سدوللا گفتیم و ع..........شق آ.............غاز شد
مزد آ.....ن گرفت جان پدرسگ که یاد ا...................سدوللا کرد.
---------------------------------
میجیت ترقه رفت پای تخته
خرسندی گولش زد .........................
میجیت که ...............
خودش خبر نداره
--------------------------------
ابر و باد و مه و ایسلامو و داوودخطر در کارند
تا که آمار در آرند و به دکتر بدهند
====================
بیزز اند د شوید
خرسنگی: مجسمه سنگی خر. خود خر. نوعی خرسنگ که در کانادا می روید و به طور پیشرفته ای نمره چوق می کند و می اندازد و نمی هراسد.
داوود خطر : داوودی که خطرناک باشد و می حراست. مشتری خنداب.
انپراتور خنداب(وینستون) : مسئول امور دخانیات دانشکده.
پوروطن : هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق. نخود هر آش. نوعی دشنام. پدر سگ. چوق متناوب. دانشجویان را می چوقد.
میجیت(غ = غلیه السلام): از ژئافع آیتوی نادر که با پسته نسبت مستقیم دارد و با فیزیک۲ نسبت عکس. شدیدا هشتادودویی. استاد چوق کردن پراید.
ع......لیرضا: از ژئافع که بسیار شبیه اسدللا خاکپور است.
[تیری نیترو] تولوسسگ : ماده ای منفجره که از پوست تولسسگ یتیم بدست می آید و بسیار مقوی است.
۰۳ : ۰۱ جدید و کتابخوانه خیلی جدید. محل جلسات محرمانه و غیر محرمانه و بازی تنیس و گل کوچیک سابق.
هپی تیری فرندز : کارتون کمدی برای کودکان زیر ۵ سال و کامپیوتری های با آیکیوی زیر ۲۵.
آیکیوی زیر ۲۵ : حداکثر ۲۵ برابر پژمان. آستانه تربیت ناپذیری.
ایسپیس: پسورد استاندارد کامپیوتری.
یوبیلاک : -> یوز بیلاک -> یوز بیلنک -> یوز بلنک -> یوز پلنگ که برای پاک کردن آیپی به کار میرود.
دانشکده فیزیک : مستراح.
وار : از ملزومات کامپیوتری بودن از ساعت ۶ به بعد. برای اطلاعات تکمیلی به مهندس هاشمی مراجعه نمایید.
باقالی پلو: سرود ملی دانشکده کامپیوتر که در اجرای آن از سازهای نادری مانند دف برقی، جیغ، هیم بله هوم بال، میز و مبل استفاده میشود.
مونز(پلی تکنیک مونز) : بعد از انهدام پلی تکنیک استارز پا به عرصه وجود نهاد و تاکنون به حیات خود ادامه داده است. ایکیوی زیر بیست و پنج شرط لازم برای عضویت است.
بیزز اند د شوید


عکس از کوژن - اردوی معارفه ۸۴ایها...
کوژن.
دو روز پیش بود که یکی از عناصر فاسد و رقاص دانشکده حمیدرضا حسینی دست دو تن از خواهران دانشکده را در حضور دکتر ایسلامو لا دار گذارده بود و می فشرد. در همین حین دکتر ایسلامو طی یک حرکت امر به منکر و نهی از معروفانه به حسینی تذکری مبنی بر با خواهران کاری نداشته باش می دهد و حسینی به او می گوید حال می کنم به تو چه؟ و در این لحظه داوود خطر(یکی از مفاهیم ثالویه) که این صحنه را دیده بود دلش به حال ایسلامو سوخته و این حرکت را توهینی بر اعتبار دانشکده دانسته و مراتب را به دکتر اکبری(رئیس سابق و نمیدونم چیچی الان) مخابره نموده و باعث افتخار و سربلندی ایسلام شد.
همین بریم سر کلاس
بیزز اند د شوید
بیل : ترکیب یک چوق(معجم الجوغ) و یک بیل بدون چوق.
چوق(n) : هر جسم یا شخص یا مفهومی که آنرا بتوان به کسی یا چیزی چوق کرد یا نکرد. (برای روشن شدن مطلب کول دیسک و ممد را می توان مثال زد.)
چوق(v) : چوق کردن(استعمال) یا شدن هر چوق را گویند. (آن-چوق=Safely dechoogh)
ممد : به علت پیچیندگی بعدا مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
سیف اللا : فرزند ارشد اسدللا که نوعی حوشن است. و خود را کشت.
کارگر : ژئفع یا حوشنی که کار کناد.
کار : هر فعلی یا عملی که از نخاع (به دلیل عدم وجود مغز) صادر شود و باعث آسیب رساندن جانی یا مالی یا هر دو شود یا نمیشود مانند اسلایم و اکبر بمبر و وار.
شوخی کارگری : شوخی که توسط کارگر انجام می شود و برای غیر کارگران اصلا خنده دار نیست.
۸۲ ای : اینستنسی از حواشن یا ژئافع که کارگر است و شوخی کارگری میکند. و بیکن میخورد لب جوق(معرب چوق نیست) یا هایدا میخورد روی چمنها.(هر ؟؟؟8231 ای لزوما 82 ای نیست و همه 82ای ها هم لزوما ؟؟؟8231 نیستند و هر ....)
کامپیوتری : خارق العاده باورنکردنی خر اسکل انگل اجتماع 82 ای کارگر.
آیتوی(ITavi): کامپیوتری به توان خودش. خطرناک و شوخ.
جوق : محل خواب کارگران. محل کشف اشیا عتیقه. آبشخور. محل خوردن بیکن.
بیکن : آنچه از ویلا گیرند و لب جوق خورند. خرخفه کن.
ویلا : نوعی سلف که از آن بیکن میگیرند.
سلف : نوعی سایت که در آن میخورند و می آشامند و یادی از اسدللا خاکپور می کنند و می خندند.
سایت : کارگران و ایسلامو (در آن) مشغول کارند.(کار کارگران با ایسلامو فرق مکوله)
ایسلامو : جانداری از تیره خرسنگیان که آیکیوی آن با 1100 برابری میکند.
خرسنگی : به علت پیچیندگی بعدا مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
1100 : نوعی چوق که با آن عکس دسته تکی میگیرند. و میتوان با آن در جای تاریک چوق شد. وسیله دفاع شخصی.
3310 : 1100 سابق.
عکس دسته تکی: عکس جماعت کامپوتری و آیتوی که با 1100 میگیرند.
مفاهیم ثالویه متعاقبا اعلام خواهد شد.
بیزز اند دِ شِوید.
حوشن(معرب هوشنگ): همانهایی که خلاف آن ثابت شد و اسدوللا خاکپور نیستند. که آنها را در هنگام مشاهده با عبارت "خوبی حوشن" از حضور خود مطلع می سازیم.
اسدوللا خاکپور(ابن تراب کاما soil's son): مهمترین مفهوم انتزاعی موجود در این دانشکده که در روایات بسیاری آمده که بعد از خوردن تمام مایعات باید از وی با صدای بلند یاد شود و اگر نشود هیچ اتفاق خاصی نیفتد و چیزی از جایش تکان نخورد که اصلا مهم نباشد.
بیتی در این رابطه موجود است که شاعر لاادری می فرماید:
یاد تو در دل من با من چه ها می کنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
دیدیرین دیدین دیری دیدیدین دیریدیدین دیش
که در آن از چه ها هیچ منظوری ندارد و مقصود از ساحل زندگی دهان و در شنا شاعر مجاز بسیار لطیفی را به کار برده و منظور از شنا پادوچرخه و منظور از پادوچرخه بالا آمدن و غرق نشدن است. که با ساحل تناسبی زیبا به وجود می آورد.
این پست مال کوژن نیست.
شِوید