تبليغاتX
کله پاچه دانشکده
کله پاچه دانشکده
استخبعلات و خزعبارات
خاک : هر چیزی که آنرا بتوان با بیل جابجا کرد.

بیل : ترکیب یک چوق(معجم الجوغ) و یک بیل بدون چوق.

چوق(n) : هر جسم یا شخص یا مفهومی که آنرا بتوان به کسی یا چیزی چوق کرد یا نکرد. (برای روشن شدن مطلب کول دیسک و ممد را می توان مثال زد.)
چوق(v) : چوق کردن(استعمال) یا شدن هر چوق را گویند. (آن-چوق=Safely dechoogh)

ممد : به علت پیچیندگی بعدا مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.

سیف اللا : فرزند ارشد اسدللا که نوعی حوشن است. و خود را کشت.

کارگر : ژئفع یا حوشنی که کار کناد.

کار : هر فعلی یا عملی که از نخاع (به دلیل عدم وجود مغز) صادر شود و باعث آسیب رساندن جانی یا مالی یا هر دو شود یا نمیشود مانند اسلایم و اکبر بمبر و وار.

شوخی کارگری : شوخی که توسط کارگر انجام می شود و برای غیر کارگران اصلا خنده دار نیست.

۸۲ ای : اینستنسی از حواشن یا ژئافع که کارگر است و شوخی کارگری میکند. و بیکن میخورد لب جوق(معرب چوق نیست) یا هایدا میخورد روی چمنها.(هر ؟؟؟8231 ای لزوما 82 ای نیست و همه 82ای ها هم لزوما ؟؟؟8231 نیستند و هر ....)

کامپیوتری : خارق العاده باورنکردنی خر اسکل انگل اجتماع 82 ای کارگر.
آیتوی(ITavi): کامپیوتری به توان خودش. خطرناک و شوخ.

جوق : محل خواب کارگران. محل کشف اشیا عتیقه. آبشخور. محل خوردن بیکن.

بیکن : آنچه از ویلا گیرند و لب جوق خورند. خرخفه کن.

ویلا : نوعی سلف که از آن بیکن میگیرند.

سلف : نوعی سایت که در آن میخورند و می آشامند و یادی از اسدللا خاکپور می کنند و می خندند.

سایت : کارگران و ایسلامو (در آن) مشغول کارند.(کار کارگران با ایسلامو فرق مکوله)

ایسلامو : جانداری از تیره خرسنگیان که آیکیوی آن با 1100 برابری میکند.

خرسنگی : به علت پیچیندگی بعدا مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.

1100 : نوعی چوق که با آن عکس دسته تکی میگیرند. و میتوان با آن در جای تاریک چوق شد. وسیله دفاع شخصی.
3310 : 1100 سابق.

عکس دسته تکی: عکس جماعت کامپوتری و آیتوی که با 1100 میگیرند.

مفاهیم ثالویه متعاقبا اعلام خواهد شد.

بیزز اند دِ شِوید.

 


 

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 13:45  توسط کوژن |